نامرئی شدن در بُعد چهارم

 

نگاهی اجمالی به کتاب مرد نامرئی،

                             نوشته ی اِچ جی و ِلز

 

 


نامرئی شدن در بُعد چهارم

رمان کلاسیک مرد نامرئی، نوشته ی اِچ جی و ِلز در سال 1897 با داستان عجیبی آغاز می شود:

در یک روز سرد زمستانی غریبه لی با لباس هایی عجیب از درون تاریکی بیرون آمد. صورتش کاملا پوشیده شده است. عینک آبی تیره ای به چشم داشته و باندهای سفید رنگ کل صورتش را پوشانده اند. در ابتدا روستاییان با تصور اینکه تصادف وحشتناکی را پشت سر گذاشته،نسبت به او احساس ترحم می کنند. اما با گذشت زمان اتفاقات عجیبی در روستا به وقوع می پیوندد. یک روز زمانی که زن صاحب خانه وارد اتاق خالی او می شود،در کمال تعجب می بیند که لباس های او به اطراف حرکت میکنندو کلاه در اتاق به این طرف و ان طرف رفته،رخت خواب به هوا بلند شده، صندلی ها حرکت کرده و آن طور که زن صاحب خانه با وحشت تعریف می کند : لوازم خانه دیوانه شده بودند!

به زودی شایعاتی در مورد این اتفاقات غیر معمول در دهکده شنیده میشود. بالاخره،گروهی از روستاییان جمع شده و با این غریبه ی مرموز روبرو می شود. در کمال شگفتی او آهسته شروع به باز کردن باندهای صورت خود می کند. افراد مبهوت می شوند. بدون باندها مرد غریبه صورت نداشت. در حقیقت او نامرئی است. روستاییان نعره زده و شهر دچار آشوب می شود. آنها سعی می کنند مرد نامرئی را دستگیر کنند، اما او به راحتی از دست آنها می گریزد.

 اوپس از ارتکاب جرم پیش پا افتاده،تصمیم می گیرد نزد یکی از آشنایان قدیمی رفته و داستان جالب خود را برای او تعریف کند. نام واقعی او آقای گریفین،از کالج دانشگاه است. او حین آموزش علم پزشکی در دانشگاه اتفاقا به روشی بر می خورد که به کمک آن می توان ویژگی های انعکاسی و انکساری گوشت بدن را تغییر داد. راز نهفته او استفاده از بُعد چهارم است. او به دکتر کمپ می گوید : من موفق به یافتن یک اصل کلی شده ام...یک فرمول یا عبارت هندسی مربوط به بُعد چهارم .

درست همانند دیگر رمان های برجسته علمی-تخیلی، در بسیاری از داستانهای اچ جی ولز، ریشه ی علمی دارد. اگر کسی بتواند به درون این بُعد فضایی چهارم(یا چیزی که امروزه به احتساب زمان به عنوان بُعد چهارم،بُعد پنجم نامیده می شود) وارد شود، واقعا می تواند نا مرئی شود.

پ.ن۱: خدا یااااا ینی میشه .....!!!